آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
284
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
صوفى « 1 » مىنامند . اينها مىگويند سبيلهاى حضرت على ( ع ) نيز اينچنين آويزان بوده است و به احترام ايشان آنان سبيل خود را كوتاه نمىكنند . ايرانىها از داشتن موى قرمز به كلى متنفرند و به موى خاكسترى نيز علاقهئى ندارند . موى مشكى براى آنان اهميت زياد دارد و از اينرو رنگ كردن مو در ايران يك رسم بسيار متداول است . رسم ديگر ايرانىها اينست كه دستهاى خود را با رنگ قرمز متمايل به زرد رنگين مىكنند و برخى فقط انگشتان و ناخنهاى خويش را رنگ مىزنند و شبيه دباغان ما به نظر مىرسند . بعضى نيز تمام دست و پاى خود را رنگ مىكنند و با اينكه هر روز آنها را مىشويند ولى اين رنگ بيش از چهارده روز دوام دارد . لباس از شانه آنان شل و آزاد آويزان است و از دور مانند زنان به نظر مى - رسند . هنگام راه رفتن ، اكثرا چون غاز به اين طرف و آن طرف تلوتلو مىخورند و من كمتر ايرانيى را ديدهام كه راه رفتنش باوقار و سنگين باشد . به نظر من اين موضوع با شيوهء نشستن آنان ارتباط دارد زيرا ايرانىها مانند خياطان فرانسوى چهار زانو مىنشينند و از دوران كودكى ساق پاى آنها خميده « 2 » مىشود . اكنون مىخواهم جزئيات لباس سنتى و متداول ايرانىها را بيان كنم : مردها بر سر دستارى از پارچهء كتانى يا ابريشمى دارند كه آن را روى هم پيچيدهاند و نامش منديل « 3 » است . اين دستار معمولا مخطط و رنگين بافته شده و از ميان برخى از آنها نخى زرين گذراندهاند و درازاى آن به طور معمول شانزده تا هجده ساعد است .
--> ( 1 ) - Suffi ( 2 ) - نويسنده علت اصلى خميدگى ساق پا را كه همان رسم قنداق كردن نوزاد است فراموش كرده كه امروز تا حدى زياد منسوخ شده است - م . ( 3 ) - Mendil